«به نام خدای رنگینکمان. این قایق را من درست کردهام برای جشنوارهٔ جابر اِبنِ حیان، و میخوام همین الان برای اولین بار امتحانش کنم و ببینم کار میکنه یا نه ...[به سمت تشت آب حمام میرود و قایقی را که ساخته در آب میاندازد] ... بسماللهالرحمنالرحیم. و ما نتیجه میگیریم که این کار میکنه. آزمایش ما با موفقیت انجام شد».فیلم فقط بیستونه ثانیه است. کیانِ پیرفلک است که جملههای بالا را میگوید؛ کودکی دهساله، ساکن ایذه، که شب گذشته بهدست جمهوری اسلامی کشته شد. یاد سهیلم میافتم که ده ساله شده است و پریشب ماموران حکومتی، در تعقیب و گریزِ معترضان، شیشههای کل ساختمانشان را به رگبارِ ساچمه و باتوم بسته بودند. چیزی بهیکباره در دلم فرو میریزد. اگر همچنان طرفدار بقای این حکومتِ کودککُشاید و در پیامهایتان برایم مینویسید که «حداقل از خود بپرسید، اتفاق اخیر برای دولتهایی مثل آمریکا، فرانسه، آلمان و حتی احزاب جدایی طلب کرد و حامیان رسانه ای آنها چه امتیازی داشت که آشکارا و گاهی حتی خلاف قوانین یا عرف کشورهای متبوع شان از آن حمایت کردند؟»، اگر از مزدوران حکومتی نیستید، حتما نیاز به یک پاکسازیِ کامل اخلاقی، وجدانی، و بصیرتی دارید! مسلم است که گرگها همیشه در کمین منابع و ثروتهای ایران بودهاند، اما هیچ فکر کردهاید که حکومتی سراپا فساد که حتی از عهدهٔ اصلیترین وظیفهاش یعنی فراهمکردن حداقلهای معیشتی مردمش برنمیآید و خودش بزرگترین غارتگر ثروت و آسایش مردم است، چطور میتواند از عهدهٔ حفاظت از مردمش در برابر آن گرگها برآید؟ اتفاقا کسی که باید مدام از خودش سوالاتی بپرسد شمایید. مثلاً این سوال را که چرا از حکومتی که جان جوان و کودک و نوجوان خودش را میگیرد انتظار حفاظت از مردمش در
برچسب:
نویسنده: الینا صفری
تاريخ: يکشنبه
9 بهمن
1401 ساعت: 3:12